تک سوار
آقا در این دنیایِ ما حرف از خدا نیست رسم تمام این جهان بر بی وفا ایست
مردم دگر در عیش نوش خود اسیرند در خود فروشی، عشق بازی ها کثیرند
خود را به هیچ پوچ دنیا می فروشند بر لحظه ای لذّت در این دنیا بکوشند
مردان مومن گرچه کم هستند اندک پیدا شود هر چند که باشد در جهان تک
عشّاق منجیُّ جوانانش زیادند این مردمان چون کوه در طوفان بادند
این گوهران همچون نگینی در پگاهند در ظلمت تاریکی شب نورماهند
این مخلصان،عشّاق دل،هستند بیدار در انتظار تکسوار پرده بردار
این بنده ها، در غصه غم جمکرانند در انتظار مهدی صاحب زمانند
آقا بیا تا با ظهورت این بیابان پر گل شود زیبا بماند این گلستان
شاعر:رخش
ثبت نام کاربران
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید